فرستادن پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 راي - 0 ميانگين
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد چامسکی از موضع چپ رادیکال.
05-10-2009, 12:20 AM
شماره : #1
نقد چامسکی از موضع چپ رادیکال.
من اینجا مقالات و نوشتارهایی را می آورم که چامسکی را از موضع چپ رادیکال نقد میکند. شما هم اینچنین کنید.

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m04/21-mostafa.htm

[تصوير: g0019.jpg]

www.kurasje.org
 مشاهده وب سايت اين کاربر  يافتن تمام پست‌‌هاي اين کاربر
نقل اين پست‌ در يك پاسخ
05-10-2009, 01:57 AM ( آخرين ويرايش پست‌ در: 05-13-2009 01:37 AM توسط Farhad.)
شماره : #2
RE: نقد چامسکی از موضع چپ رادیکال.
مصطفی صابر در عین اینکه می گوید "من متاسفانه آثار او را نخوانده ام" می خواهد خوانندگانش را مطمئن کند که چامسکی به قدر کافی رادیکال نیست . پس با با گمانه زنی های اساسا اشتباه در باره ی مبانی فکری چامسکی نتیجه می گیرد که " راه حل های چامسکی حداکثر اصلاحاتی در وضع موجود و بعضا اتوپیک و ارتجاعی است."

گذشته از اینکه اتوپیک و ارتجاعی بودن همزمان چه معنای محصلی دارد نکته اینجاست که چامسکی آنارشیست و ضد اتوریته اصلا خود را در جایگاه راه حل دهنده نمی داند.او فکر می کند که چیزی در سیاست نیست که یک دانش آموز دبیرستانی علاقمند (که به اطلاعات دسترسی داشته باشد) از فهمش عاجز باشد. به علااوه ادعا هم نمی کند به کشفیات خارق العاده ای دست یافته و به علاوه معتقد است هیچ کس آن قدر باهوش نیست که بتواند نقشه ی نهایی سعادت بشر را طراحی کند. پس چامسکی نمی تواند و نمی خواهد نقش منجی یا تئوریسین طبقه ی کارگر را بازی کند و برای مردم تجویز کند که چه بکنند و چگونه. چامسکی فقط بر سازماندهی از پایین و حرکت های خودجوش مردمی Grassroots movements تآکید می کند. او خود را فراتر از یک اکتیویست آنارشیست نمی داند. او معتقد است خیلی از کسانی که خود را چپ می دانند به قدر فاشیست ها غیردموکرات و نخبه گرا هستند. او همواره مدافع جنبش های مردمی و ضد امپریالیستی بوده اما این موجب نشده تا بلشویک های مدعی <پیشرو طبقه کارگر> در انقلاب روسیه را توتالیتر و غیردموکراتیک نداند. چامسکی ترجیح می دهد به جای کلی گویی و نظریه پردازی یا خوشآیندگویی این و آن حزب، ساز و کار حقیقی سیستم قدرت را از پس اعوجاج و سانسور رسانه های غالب دنیای سرمایه نشان دهد.

نکاتی که چامسکی در پنجاه سال اخیر در بیش از سی کتاب و بی شمار مصاحبه و سخنرانی مطرح کرده بر خلاف نظر آقای صابر چیزهایی نیست که برای اکثریت مردم آمریکا (حتی اغلب تحصیل کرده هایشان) واضح باشد. توجه و احترام عمیقی که نثارش می شود هم به خاطر همین فعالیت خستگی ناپذیر آگاهی بخشانه اوست که از دهه ی پنجاه قرن بیستم تاکنون الهام بخش چند نسل از اکتیویست های چپ غرب (نه فقط آمریکا) بوده است به خصوص در آمریکا که نگرشی که "چپ" خوانده می شود معادل سانتریست های اروپاست و برچسب"سوسیالیست" هنوز برای یک سیاستمدار آمریکایی حتی مضرتر از "اتئیست" است!

چامسکی همیشه هم فقط ناقد صرف نیست. برای مثال او در مورد افغانستان صریحا مدافع این است که دولت های امپریالیستی باید به جای لشکرکشی و کشتار بیشتر غرامت چند دهه ویرانی و مصیبتی را که در آنجا به بار آورده اند بپردازند یا در مورد فلسطین و اسرائیل مدافع راه حل یک کشور دموکراتیک واحد است که همه ی شهروندان آن سرزمین را در آن حقوق برابر داشته باشند. در کل چامسکی (به سان یک آنارشیست معتقد به آرمان های روشنگری) همواره مدافع شکستن اتوریته ی ناموجه و مشوق ایجاد تشکل های داوطلبانه ی دموکراتیک است.

واضح است که حتی اگر چامسکی هیچ راه حل مشخصی هم هیچ جا ارائه نداده باشد به طور اتوماتیک دلیل نمی شود که تلاش او عبث بوده و اگر رهنمودهای حزب فلان را که ادعای رهایی طبقه ی کارگر را دارد به گوش جان می شنید حتما نتایج بهتری می گرفت. تآثیر چامسکی را با بررسی نقش او در جامعه اش می توان شناخت و بعد درباره ی میزان تآثیرگذاری او داوری کرد. اما خب نفی کردن بر پایه خط کشی های حزبی نیازی به مطالعه و تحقیق ندارد.

"چپ رادیکال" هم (مثل "آزادی" و "دموکراسی") یک واژه ی محبوب اما مبهم است. نکته اینجاست که مصادره ی "چپ رادیکال" به "مارکسیست-لنینسم" یک ادعای غیرتاریخی بر سر تصاحب مدال "چپ رادیکال" است. غیرتاریخی به این خاطر که ی جنبش های دموکراتیک تاریخا بسیار مهم و رادیکالی بوده اند (از کمون پاریس گرفته تا CNT-FAI اسپانیا تا زاپاتیستای مکزیک) که به هیچ وجه در قالب حزب "مارکسیست-لنینیستی" نمی گنجند.

کار یک مرشد حزبی نوعی این است که در هر فرصت و به هر نحو به پیروان خاطرنشان کند که همیشه حق با حزب ماست و دیگران به درجات مختلف در گمراهی هستند. مطلب بالا ظاهرا از همین جایگاه ارشادی نوشته شده و نقد چامسکی نیست. اصلا چطور می توان بدون خواندن آثار کسی او را نقد کرد؟‌


معرفی مختصر (با یک مرور انتقادی) مبانی نظری چامسکی
 مشاهده وب سايت اين کاربر  يافتن تمام پست‌‌هاي اين کاربر
نقل اين پست‌ در يك پاسخ
05-11-2009, 01:27 AM
شماره : #3
RE: نقد چامسکی از موضع چپ رادیکال.
نقل قول : گودمن:‌ امپراتوری آمریکا را در ده، بیست و سی سال آینده در کجا می‌بینید؟
چامسکی: پیش‌بینی در مسائل انسانی شانس خیلی کمی دارد. پیچیدگی‌های بسیاری هست. آمریکا به نظرم از دل این بحران اقتصادی به عنوان ابرقدرت مسلط بیرون خواهد آمد.
صرف نظر از درستی این پیش بینی ها، تفاوتی هست میان امر واقعی و علاقه به اتفاق افتادنش. طبق برداشت من نویسنده این نقد نتوانسته تفکیک درستی میان این دو بر قرار کند. چامسکی بر نقش جنبش های اجتماعی دهه ۶۰ تاکید کرده و راه برون رفت از وضعیت فعلی را ادامه این روند می داند. این یک ذهنیت اتوپیک نیست چون نتیجه اش را به نسبت وسعتش تا حدی در همان مصاحبه روشن کرده است و واضح است که ارتجاعی هم نخواهد بود.
اینکه واژه های بده را ابتدا گزینش کرده سپس سعی کنیم جملات:
نقل قول : این کشور، به لطف اکتیویسمِ دهه‌ی 60 و پیامدهای آن، بسیار متمدن‌تر از چهل سال پیش است. و بعضی از مهم‌ترین تحولات پس از دهه‌ی 60 اتفاق افتاد مثل جنبش فمینیستی که احتمالا بیشترین تاثیر را بر جامعه گذاشته است. بیشتر این اتفاقات پس از دهه‌ی 60 افتاد. جنبش‌های همبستگی، که در تاریخ امپریالیسم یگانه هستند، در دهه‌ی 80 اتفاق افتادند. جنبش‌های عدالت جهانی، آن‌چیزی که به ضدجهانی‌سازی معروف است، و باید اسمش را عوض کرد، در دهه‌ی 90 و این قرن اتفاق افتادند. این‌ها همه تحولات بسیار مثبتی بودند.

این‌ها موفق به تغییر نهادها نشده‌اند. در واقع تعجبی نیست که نهادها در واکنش به این تحولات محکم‌تر شده‌اند. اما موفق به تغییر فرهنگ شدند.
را نیز ارتجاعی و اتوپیک بدانیم کار نقدمان را با مشکل مواجه می کند.
 يافتن تمام پست‌‌هاي اين کاربر
نقل اين پست‌ در يك پاسخ
فرستادن پاسخ 


پرش به انجمن:



Powered by MyBB, © 2002-2010 MyBB Group | OLIVE | By Kyle M at cmybb.com